خاطرات مردمی :

1- نقل از ا.ح :مرحوم میرزاابوالقاسم بین آبادی موتورسیکلت بزرگی داشت که با آن گوسفند و گوشت جابجا می کرد

مابچه های شیطان وقتی موتور را در درب خانه ها می دیدیم آن را روی زمین می گذاشتیم وقتی می آمد چون سنگین بود از مادرخواست کمک می کرد تا بلندش کند و ماهم کمک کرده و از ایشان شکلات و شیرینی می گرفتیم.

2- نقل از ح.ح : من از شرکت تعاونی روستایی بخ وام گرفته بودم و برایم احضاریه آورده بودندومن در کویت بودم.مرحوم میرزاابوالقاسم بین آبادی مبلغ بدهی مرا پرداخت می کند.بعضی ها به او می گویند چرا اینکار را می کنی ؟پولت از بین می رود. وایشان اهمیتی نمی دهد.