مدارس روستایی و حکایت اونها نقل از وبلاگ http://reshkoo.javanblog.com
| ||
|
| ||
|
پیامبر اکرم ص :
« نماز جمعه را اگر کسی سبک بشمارد خشم خدا بر او وارد می شود »
برنامه نماز جمعه پشتکوه
|
شماره هفته |
تاریخ |
سهمیه |
محل اقامه نماز |
|
29 |
12/7/87 |
بخ |
مسجدحضرت ابوالفضل ع بخ |
|
30 |
19/7 |
بنادکوک |
حسینیه حضرت سیدالشهداع بنادکوک |
|
31 |
26/7 |
کهدوئیه |
مسجد حضرت ابوالفضل ع دشت آباد |
|
32 |
3/8/87 |
رشکوئیه |
مسجد جامع رشکوئیه |
|
33 |
10/8 |
بخ |
مسجد حضرت ابوالفضل جهان آباد |
|
34 |
17/8 |
بنادکوک |
مسجد بیداخوید |
|
35 |
24/8 |
رشکوئیه |
مسجدحضرت سیدالشهداء ع رشکوئیه |
|
36 |
1/9/87 |
بنادکوک |
حسینیه حضرت سیدالشهداع بنادکوک |
|
37 |
8/9 |
بخ |
مسجدحضرت ابوالفضل ع بخ |
|
38 |
15/9 |
کهدوئیه |
حسینیه شهداء کهدوئیه |
|
39 |
22/9 |
رشکوئیه |
مسجد حضرت ابوالفضل ع حجت آباد |
|
40 |
29/9 |
بنادکوک |
مسجدحضرت صاحب الزمان عج حیدرآباد |
|
41 |
6/10/87 |
بنادکوک |
حسینیه حضرت سیدالشهداء ع بنادکوک |
|
42 |
13/10 |
بخ |
مسجد امیرآباد |
|
43 |
20/10 |
رشکوئیه |
مسجدجامع رشکوئیه |
|
44 |
27/10 |
کهدوئیه |
حسینیه شهداء کهدوئیه |
|
45 |
4/11/87 |
بخ |
مسجدحضرت ابوالفضل ع بخ |
|
46 |
11/11 |
بنادکوک |
مسجدحضرت صاحب الزمان عج حیدرآباد |
|
47 |
18/11 |
رشکوئیه |
مسجدحضرت سیدالشهداء ع رشکوئیه |
|
48 |
25/11 |
بخ |
حسینیه حضرت علی اکبر ع رحیم آباد |
|
49 |
2/12/87 |
بنادکوک |
حسینیه حضرت سیدالشهداع بنادکوک |
|
50 |
9/12 |
رشکوئیه |
مسجدحضرت صاحب الزمان عج فخرآباد |
|
51 |
16/12 |
کهدوئیه |
حسینیه شهداء کهدوئیه |
|
52 |
23/12 |
بخ |
مسجدحضرت ابوالفضل ع بخ |
|
53 |
30/12/87 |
بنادکوک |
مسجدحضرت صاحب الزمان عج حیدرآباد |
|
1 |
7/1/88 |
رشکوئیه |
آستان مقدس امامزاده سیدمحمدع رشکوئیه |
|
2 |
14/1 |
بخ |
مسجد حضرت ابوالفضل ع جهان آباد |
ستاد نماز جمعه پشتکوه
پیش دانشگاهی دبیرستان جهاد هم تعطیل گردیده است و روزانه دانش آموزان آواره جاده برای رفتن به نیر هستند.
در حالی که در پی تشکیل نشدن کلاس پیش دانشگاهی در رشکوئیه بعضی ها به یزد رفته اند و بعضی ها هم به نیر و بعضی هم در خانه مانده اند شورای رشکوئیه در صدد رساندن آمار به ۱۰ نفر تحت هر شرایطی است.
مدارس روستائي؛ خداحافظ!!
پس از مدت ها حرف و حديث، بالاخره وزارت آموزش و پرورش، در تاريخ 20/3/87 «چارچوب ساماندهي و مديريت نيروي انساني» خود را براي اجرا در سالتحصيلي 88 ـ 87 ابلاغ کرد.
اين ابلاغيه، داراي نکات مثبت و منفي بسياري است که قصد ما در اينجا، بررسي کامل آن نيست و صرفا يکي از بندهاي آن مد نظر بحث ماست؛ ولي در کل، اين ابلاغيه، يک رويکرد مثبت دارد و آن، تلاش در کاهش هزينه هاي غير ضروري و بي مورد آموزش و پرورش است، که خود اين امر هم، قابل بحث و بررسي خواهد بود!
در بند 5 ـ 1 ابلاغيه، آمده است: «براي مدارس روستايي يا کلاسهاي زير 15 نفر دانش آموز، در صورتي که اجراي طرح روستا مرکزي يا تشکيل مدرسه شبانه روزي با امکانات موجود ميسر نباشد و يا مناطقي که با کمبود نيروي متخصص مواجه اند (پس از ادغام کلاس هاي زير تراکم مصوب) با عنايت به بند 2 ماده 13 قانون مديريت خدمات کشوري از طريق خريد خدمات از بخش تعاوني، خصوصي، نهادها و موسسات عمومي غيردولتي اقدام شود. به هر حال اجراي اين بند نبايد مانع پوشش تحصيلي افراد واجب التعليم شود.»
چند خط نوشتة ساده و مفهومي به بزرگي حيات يک جامعه!
ـ اين يعني: خداحافظ مدارس روستايي! يعني: حذف مدرسه از مناطق کوچک و روستايي !
ـ اين يعني: روستايي، يا براي تحصيل فرزندت، به شهر کوچ مي کني، يا مي ماني تا فرزندت بي سواد بماند!!
ـ اين يعني: خداحافظ کشاورزي!
ـ اين يعني: گرهي کور، بر هزاران مشکل تودرتوي کلانشهرها!
ـ اين يعني: آيندة بي سواد، سلام!!!!
مي بينيد چقدر ساده است، يک تصميم بسيار کوچک، چه عواقب وحشتناکِ ديده و نديده اي دارد؟ اين که مي گويند: تصميم گيرندگان مسائل کشور بايد کلان نگر باشند، به خاطر اين قبيل مشکلات و گره هاست.
مي دانيد اجراي اين ابلاغيه چه استعدادهايي را در روستاها و مناطق کوچک و محروم خواهد کشت؟ چه فرزندان نازنيني به خاطر اين تصميم بزرگ، هدر خواهند شد، تلف خواهند شد؟
اين سياست چماق و هويچ، واقعا ديدني و شنيدنيست! از يک طرف به صراحت، از حذف کلاسهاي زير 15 نفر سخن مي گويد و از طرف ديگر، به فکر موانع پوشش تحصيلي دانش آموزان واجب التعليم است! واعجبا!! اين چه مهلکه ايست که قصاب آن ، طبيبش نيز شده است؟! اگر شما به فکر پوشش تحصيلي واجب التعليمان هستيد، اگر به فکر روستاها هستيد، اگر خود را موظف به پوشش صددرصدي دانش آموزان مي دانيد، اگر خود را ملزم به رعايت بند 3 اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي مي دانيد، چرا ديگر ابلاغية حذف صادر مي کنيد؟! صد البته، نيت شما خير و اهدافتان در راستاي اصلاحِ بخشي از امور است، شکي در اين نيست، اما...اما، ببينيم و بدانيم و دقت کنيم، ما چه چيزي را در برابر چه چيزي بدست مي آوريم؛ يا بهتر است بگوئيم: چه چيزي را در برابر چه هدفي از دست مي دهيم! صد البته همة ما مقر و معترفيم که بايد هزينه هاي دستگاه عريض و طويل آموزش و پرورش، تعديل و بازنگري شوند؛ همة ما موافقيم با اين تحليل وزارت جديد، که با وجود کاهش حدود 30 درصدي تعداد دانش آموزان در سالهاي اخير، تعداد معلمان نه تنها کاهش نيافته، بلکه افزايش هم داشته است، و اينکه براي هر 10 دانش آموز، يک نيرو در دستگاه شاغل است ولي با اين وجود، پرداخت حق الزحمة اضافه تدريس، کمر آموزش و پرورش راشکسته است؛ ولي آيا تاوان ندانم کاري ها و اشتباهات محاسباتي را بايد طفلان معصوم روستائي و محروم بپردازند؟ آيا بايد دانش آموزان روستائي، فداي تصميم گيري هاي بي حساب و کتاب وزارت آموزش و پرورش و مجلس، در ادوار گذشته شوند؟ از ديگر سو، آيا نيروهاي کوشا و غيرتمند وزارت که در دورترين روستاها، صادقانه و خالصانه خدمت مي کنند، بايد به مسلخ سياست هاي جديد برده شوند؟ کساني که با حذف پرداخت فوق العادة مناطق محروم، پيه تعديل و تغييرات جديد، قبلا به تنشان ماليده شده است! با حذف هر مدرسه و هر کلاس، موقعيت شغلي آنان هم به خطر مي افتد؛ کساني که به اميد چندرغاز حق الزحمة هفته اي چند ساعت اضافه تدريس، خود را فداي تعليم و تربيت دانش آموزان روستايي و از امکانات و رفاه شهرها محروم نموده اند!
اگر مي خواهيم (که مي خواهيم) هزينه هاي آموزش و پرورش را کاهش دهيم، به خدا راهش اين نيست! با آواره کردن ميليونها دانش آموز روستائي و معلمان آنها، هيچ کاري از پيش نخواهد رفت، بودجة وزارتمان اگر هدررفت دارد، آن را بايد در جاهاي ديگر جستجو کرد، بايد تحليل و کارشناسي کرد و جلوي ريخت و پاش ها را گرفت؛ کلاس و مدرسه، ريخت و پاش نيست، براي آموزش و پرورش هدف نهائي و غائي است!
نقل از وبلاگ: معلمنامه





مسجد جامع سوره قل هوالله بر آقای جعفر زاده افتاده است که از مراسم پذیرایی اطلاعی در دست نیست