بعضی از آداب و رسوم و.... رشکوئیه
چون در روستاهای کوچک همه یکدیگر را می شناختند دیگر لزومی به تحقیق در مورد داماد و خانواده اش نبود.
گاهی نیز خانواده عروس این وصلت را با گرفتن استخاره انجام می دادند که وقتی استخاره خوب می آمد آن ها مبنا را بر این می گذاشتند که قسمت و تقدیر همین جاست.
خلاصه مراسم بله بران "صداق طی کنی " را مشخص می کردند.
تمام اقوام داماد به خانه عروس می آمدند در آن زمان دسته گل عروس رواج نداشت.شب همگی به اتفاق یکدیگر و یکی از بزرگان خاندان تعداد صداق " مهریه " را طی می کردند که صداق هم عبارت بود از " آینه و شمعدان ، لباس ، ملک ، گوسفند و فرش ". در زمان های گذشته رسم نبود که خانه و سکه صداق کنند.
بعد صداق نامه توسط چند نفر امضا شده و به سمع دیگران نیز می رسانیدند.
بعد از صرف شام " آبگوشت " خانواده داماد و عروس روز عقد کنان و عروسی را مشخص می کردند.
در روزگاران گذشته دفتر ثبت ازدواج وجود نداشت و شخصی به نام شیخ عبدالصالح مقدس که اهل روستای فخرآباد بود برای عقد کنان به رشکوئیه می آمد.
سن دختران بسیار کم بود و گاهی 9 سالگی ازدواج می کردند.
بنا به روایت بعضی از دختران هنوز به سن بلوغ نرسیده آن ها را شوهر می دادند. در آن زمان ازدواج ها کم خرج تر بود.
روز عقد کنان خانواده داماد تعدادی خونچه که شامل آینه و شمعدان ، حنا ، کله قند ، پارچه لباس عروس ، کفش ، کبریت ، سیگار و ... بود را داخل سینی گذاشته و روی آن روسری سفیدی پهن می کردند که یکی از این سینی ها بایستی پارچه سبزی روی آن انداخته شود و دست یک پسر بچه سید دهند و سینی های دیگر را پسران دیگر بر سر گذاشته و روانه خانه عروس می شوند.
اولین خونچه را آینه و شمعدان قرار می دادند ، عربانه زن جلو خونچه به کار خود مشغول می شد و مردان و زنان شاباش می گفتند که صلوات بر پیامبر (ص) ارجح تر بود این شاباش ها را می گفتند تا اینکه به خانه عروس می رسیدند. جلو خانه عروس گوسفند ذبح می کردند و اسفند نیز دود می کردند و خونچه ها را به داخل خانه می بردند که رسم بود به پسرانی که خونچه برده بودند دستمال و جوراب می دادند.
مراسم عروسی آغاز می شد که با شربت " شربت آبلیمو " و شیرینی مردم پذیرایی می شدند. مراسم عقد کنان آغاز می شد که سر سفره عقد لوازماتی گذاشته می شد از جمله : قرآن ، آینه ، عسل و روغن ، تخمه آفتابگردان و کدو ، بادام و گردو ، میخک ، نان و پنیر و سبزی ، حنا ، میوه ، کلیا و عروس سر این سفره می نشست بر روی پارچه سبز رنگی قرآن تلاوت می کرد. عاقد با خواندن صیغه عقد و تعداد مهریه بله را از عروس می گرفت.
همه اقوام داماد زیر زبانی می دادند تا عروس بله را بگوید و خانواده عروس هم مبارک باد می گفتند و عروس هم با رضایت والدین و بزرگتر ها بله را می گفت.
بعد از کلی رقص و سماع و چوب زنی عقد کنان به پایان می رسید و هر کسی به خانه خود می رفت.
در آن زمان رسم بر این بود که عروس را به حمام می بردند و آب روی سر او می ریختند که بایستی 40 مشت آب باشد.
در زمان های گذشته رسم بر این بود که عروس و داماد نبایستی یکدیگر را ببینند تا شب زفاف.
خانه برون عروس :
وقتی که خانواده داماد خانه ای تهیه کرد و خانواده عروس نیز جهیزیه ای آماده کردند هر دو طرف آمادگی خود را اعلام کرده و روز مراسم عروسی را تعیین می کردند.
دوباره روز عروسی خانواده داماد تعدادی خونچه که شامل قند و حنا و پارچه و کفش و نظیفه و کبریت و سیگار بود آماده کرده و روانه خانه عروس می شدند.
راستی پدر داماد یک عدد صندوق نیز به پسر می داد و یک دست رختخواب به او می دادند.
عروسی دوباره با شاباش و رقص و سماع شروع می شد. بعد از ظهر عروس را با تشریفات عروس کشانی به حمام ده می بردند ( خانواده داماد به حمامی ده پول می دادند که حمام را گرم کند ) و چند تن از زنان ده همراه عروس به داخل حمام رفته و حنا به دست و سر عروس می کردند. این را باید متذکر شوم که در زمانهای گذشته آرایشگاه وجود نداشت که عروس را به آرایشگاه ببرند فقط صورت او را اصلاح می کردند. وقتی عروس را از حمام بیرون می آوردند همه منتظر پشت در حمام ایستاده بودند. داماد به بالای پشت بام حمام می رفت تا نقل و پول به سر عروس بپاشد و دیگران آنها را جمع می کردند چون مایه برکت بود.
دوباره عروس کونی می کردند تا خانه عروس بعد پدر عروس سفره ای محتوای نان و کباب به کمر می بست تا عروس با خیر و برکت به خانه داماد وارد شود و حتما بایستی این سفره را داماد باز می کرد. بعد او را زیر آینه و قرآن رد می کردند و عروس را وارد خانه داماد می کردند و در راه پا انداز به عروس می دادند و عروس با گرفتن پا انداز جلوتر می رفت. عروس را که به خانه می رساندند ، مردم برای صرف شام به خانه پدر داماد می رفتند و بعد می رفتند خانه ایشان. « شام ، خورش قیمه بود »
اقوام عروس و داماد دوباره به خانه داماد می رفتند.
رسم بر این بود که عروس و داماد وقتی وارد خانه می شدند عروس پای خود را روی پای داماد قرار می داد که وی خیلی بر او تسلط نیابد.
شب زفاف هم یکی از پیر زن های اقوام بایستی پشت در حجله به انتظار بنشیند. صبح روز بعد از عروسی ، اقوام به خانه داماد می رفتند و داماد را روانه خانه مادر زن می کردند و صبحانه را همگی آنجا میل می کردند.
رسم بر این بود که تا هفت روز عروس و داماد از خانه بیرون نیم آمدند و برای آنها غذا می بردند.
روز هفتم اسباب کشی بود به قولی « جا خالی باد » که جهیزیه عروس را داخل چند تا ماشین می گذاشتند و عربونه زنان می رفتند خانه داماد و آنجا توسط خانواده داماد پذیرایی می شدند که شربت و شیرینی و آجیل بود.
خلاصه فامیل نیز هر کدام یک هدیه ای خریده و به عنوان « جا خالی باد » می آوردند.
چیزی که خانواده عروس برای داماد می خریدند کت و شلوار و لباس و چیزی که خانواده داماد برای عروس می خریدند: کفش ارسی ، لباس ، چادر ، ساعت ، حلقه و سینه ریز بود. که پدر زن ساعت را روز عقد کنان دست داماد می کردند و پدر شوهر سینه ریز را شب عروسی به گردن عروس می انداخت و پدر شوهر عروس و داماد را شب عروسی دست هم می داد. همراه اثاثیه عروس: سفره ، خمیر کنی ، تعدادی مس ، 3 پایه ، انبر ، چادر شب « چاچو » نیز بود.
نوروز در رشکوئیه
در بعضی از ایام سال خورشیدی مراسمی انجام می پذیرد که به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد که از ابتدای پنجه « اوایل اسفندماه » بیشتر خانواده ها سعی می کردند که سبزه بکارند از این رو گندم را خیس کرده و می ریختند داخل کیسه نخی تا جوانه زند بعد می ریختند داخل یک بشقاب یا در اطراف کوزه ای سفالین تا اینکه این سبزه بروید. که بیشتر این کار را دختران و پسران نوجوان انجام می دادند.
مردم چند روز مانده بود به سال تحویل که خانه تکانی می کردند و فرش و زیر انداز های خود را می شستند. گردگیری می کردند. و خودشان تخمه آفتاب گردان « تخمه گلک » و تخمه هندوانه ، مغز بادام را بو می دادند « برشته می کردند » و پر زرد آلو و آجیل نوروزی را آماده می کردند. در زمانهای خیلی دور شب نوروز مردم پلو می خردند یعنی اینکه فقط شب نوروز مرغ درست می کردند و روی آن قرمه می گذاشتند و می خوردند.
روز عید لباس نو را می پوشیدند و به دید و بازدید یکدیگر می رفتند. سفره هفت سین هم پهن می کردند و کودکانی که به خانه اقوام می رفتند آجیل و تخم مرغ رنگی را به عنوان عیدی دریافت می کردند و این روز برای کودکان روز بسیار خوبی و خوشی بود.
مراسم سیزده بدر:
روز سیزدهم فروردین مردم ، بویژه جوانان به باغ ها و صحرا « کشتخوان » می رفتند و دختران جوان بیز می بستند « تاب » و بازی می کردند و بسیار شاد و مسرور بودند.
بزرگترها هم غذا آماده می کردند و ناهار را آنجا میل می کردند. بعد از ظهر « پسین » به کشتزار می رفتند و هر کس به نیتی سبزه گره می زد و این شعر را می خواند.
زردی من به روی تو سبزی تو به روی من
بعد می رفتند چند تا چوب بر می داشتند و داخل سوراخ های دیوار می کردند و این شعر را می خواندند:
سیزده بدر چارده به تو ، درد و بلام تو این کتو و تو اون کتو ، ورش زدم چفت جودو
و بعد از ظهر به قدمگاه حضرت علی واقع در روستای ارنان می رفتند.
غذاهای متداول گذشته در رشکوئیه
در گذشته اکثریت مردم به وجود داشتن تنور در خانه و آرد گندم و جو ، نان را در خانه تهیه می کردند. برای آرد کردن گندم بایستی به فخرآباد یا مزرعه حاج حسین بروند و گندم را آرد کنند و بعد هم آسیاب حاج سید حسین بود که کار مردم را راحت کرده بود. مردم روستا نانشان را خود تهیه می کردند و گوشت و لبنیات را نیز خود تهیه می کردند. برخی از زنان نان را داخل تنور و برخی هم روی تابه به صورت لتیر می پختند. طریقه خمیر کردن هم به این صورت بود که مایه خمیر با نمک و آب در تشتی بزرگ مخلوط می کردند و بعد کم کم آرد به آن اضافه کرده و می گذاشتند تا خمیر خوب جا بیفتد و ور بیاید و بعد داخل تنور را مقداری چوب و کنده می ریختند و آتش را روشن کرده و نان می پختند.
لتیر هم به این صورت بود که تابه را روی 3 پایه قرار می دادند و زیر آن آتش روشن می کردند و خمیر را نازک کرده روی آن می انداختند. برخی هم خمیر را داخل روغن پی می انداختند و کماچ می پختند که خیلی هم خوشمزه بوده است. لازم به ذکر است اولین کسی که داخل تنور زمینی نان پخت زن علیرضا حسین تقی بوده « مادر عبدالحسین هوشمند ». و تنور ساز روستای رشکوئیه مرتضی عباس بوده است.
آبگوشت:
آبگوشت غذایی است که در اکثر مناطق کشور متداول است و بسیار ساده می باشد. در قدیم مردم بسیار این غذا را طبخ می کردند و شاید بتوان گفت هرشب این غذا را میل می کردند. قدری گوشت را با مقداری نخود و پیاز و سیب زمینی و ادویه و نمک و آب داخل دیگ سنگی می ریختند و روی آتش گذاشته و کم کم پخته می شد و با نان خانگی میل می کردند.
وقتی کسی مریض می شد « سرما می خورد » می گفتند نخوداب بهش بدهید که فقط گوشت و نخود بود. گاهی وقتها گوشت خروس و مرغ را نیز طبابت می کردند.
آبگوشت را اکثریت مردم داخل دیگ سنگی می پختند که آن را از مشهد می آوردند.
کوفته:
گوشت و نخود را جدا در هاون سنگی که وزن بسیار زیادی داشت می کوبیدند بعد پیاز را می کوبیدند و به آن اضافه می کردند و ادویه و نمک و سبزیجات « شوید » به آن مخلوط می کردند و به صورت قلقلی در می آوردند و آب را جوش آورده و داخل آن می گذاشتند و پخته می شد و نوش جان می کردند.
شوربا:
آبگوشت را با کمی برنج مخلوط می کردند و پخته می شد و شوربا نام می گرفت که برای سرماخوردگی بسیار مفید بود.
قورمه:
گوسفند که زبح می کردند تمام گوشت های را از استخوان جدا کرده ریز ریز کرده و سرخ می کردند و روغن آن را می گرفتند ، بعد قرمه ها را داخل شکم گوسفند که آن هم پخته شده بود می کردند و از این قورمه یا برای گذاشتن روی برنج استفاده می کردند یا با نان مصرف می کردند.
اشکنه:
پیاز و گوجه را خرد کرده در روغن پیه گوسفند سرخ می کردند ، به آن ادویه اضافه می کردند و آب جوش را به آن اضافه کرده و تخم مرغ را یا به صورت زده یا درست داخل آن می ریختند و مرزنگوش را نیز به آن اضافه می کردند و وقتی جوش می آمد بر می داشتند و میل می کردند که این غذا را صبح می خوردند.
قلیه:
وقتی گوسفندی را ذبح می کردند جگر ، شش ، قلوه و پیه آن را خورد کرده ، ابتدا پیه را سرخ می کردند بعد جگر شش و قلوه را به آن اضافه می کردند. هنگامی که سرخ می شد سیب زمینی و پیاز را نیز اضافه می کردند که هنوز این غذا رایج می باشد و از روغن پیه آن برای درست کردن کماچ و اشکنه استفاده می شد.
آش اوماچ « چغورک »:
پیاز را در روغن سرخ کرده مقداری لازم آرد را در آن می ریختند و تفت می دادند بعد آب به آن اضافه کرده وقتی جوش می آمد مرزنگوش و ادویه را اضافه می کردند.
این وبلاگ جهت طرح مسائل و مشکلات منطقه وبه ویژه روستای رشکوئیه طراحی شده است.